“جی ادگار” تازهترین فیلم کلینت ایستوود
یلم یک درام است که داستان زندگی جان ادگار هوور، سرشناسترین مامور سازمان “اف بی آی” آمریکا را دستمایه خود قرار داده است. هوور کسی است که در اوایل دهه بیست میلادی، سازمان “اف بی آی” را به شکل امروزیاش پایهگذاری کرد و تا پایان عمرش و برای نزدیک به نیم قرن با ریاست بر آن، به مبارزه با جرم و جنایت در آمریکا پرداخت. در توصیف اهمیت این شخصیت در تاریخ آمریکا میتوان به این اشاره بسنده کرد که امروز، ساختمان مرکز اصلی “اف بی آی” به یاد او ، ساختمان جی. ادگار هوور نامیده میشود.
فیلم داستان زندگی این قهرمان مبارزه با جرم و جنایت را به تصویر میکشد و سازندگان فیلم وعده دادهاند که در این فیلم، بخشهایی ناگفته از زندگی این شخصیت را به تصویر کشیدهاند؛ بخشهایی که برای سالها ادگار آنها را مخفی نگاه داشته بود و برملا شدنشان میتوانست زندگی حرفهای و شخصی او را دچار مشکل سازد.
فیلمنامه فیلم توسط داستین لنس بلک نوشته شده است. لنس بلک که یک فعال دفاع از حقوق همجنسگرایان است، معمولا به مسائل مربوط به این حیطه علاقه دارد. او پس از نوشتن و کارگردانی چندین فیلم با محوریت موضوع همجنسگرایان، سرانجام با نوشتن فیلمنامه فیلم “میلک” و به تصویر کشیدن زندگی هاروی میلک، یک فعال دفاع از حقوق همجنسگرایان، موفق شد در سال ۲۰۰۹ اسکار بهترین فیلمنامه را از آن خود کند. از نکاتی که بسیاری از محافظهکاران از پرداختن به آن ابا دارند، زندگی و گرایشهای جنسی ادگار هوور است. بر اساس برخی گزارشها، ادگار به پوشیدن لباس جنس مخالف علاقه داشته و گفته شده همجنسگرا بوده و با همکارش کلاید تولسون، یکی دیگر از مدیران “اف بی آی” رابطه داشته است. البته این مسئله هیچوقت ثابت نشد و همچنان به شکل یک فرضیه، موافقان و مخالفان خود را دارد.
در هنگام ساخت فیلم، این نکته حساسیتهای بسیاری برانگیخت و طبعاً بسیاری از محافظهکاران علاقهای نداشتند تا این بخش از زندگی ادگار بر روی پرده به نمایش درآید. اما بلک در مقام فیلمنامهنویس اعلام کرده است که امکان ندارد در فیلمنامهای که او مینویسد، مکنونات و گرایشهای قلبی شخصیتها به درستی نشان داده نشوند. البته همانگونه که کلینت ایستوود، کارگردان فیلم تأکید کرده، در فیلم این بخشها به شکل مستقیم نشان داده نمیشوند، اما به گفته لنس بلک، در نهایت تماشاگران با شناختی بیشتر و درستتر از شخصیت ادگار هوور سالن سینما را ترک میکنند و خود میتوانند تصمیم بگیرند که حقیقت چه بوده است.
“جی. ادگار” سیودومین فیلم کلینت ایستوود در مقام کارگردان است، فیلمی که به اعتقاد برخی از منتقدان یکی از بهترین ساختههایش در یک دهه گذشته است. او به همراه ران هاوارد، برایان گریزر و رابرت لورنز تهیهکنندگی فیلم را نیز بر عهده داشتهاند.
ایستوود در ارتباط با چگونگی پیوستنش به این پروژه میگوید: “برایان گریزر، فیلمنامه را برایم ارسال کرد و خواست تا بخوانمش. رابرت لورنز هم فیلمنامه را خوانده بود و گفت فیلمنامه خوبی درباره جی ادگار هوور شده است. ایده جالب بود، فیلمنامه را خواندم، خوشم آمد و روز بعد بهش گفتم، آره بیا بسازیمش.”
ایستوود در ارتباط با سختی ساخت این فیلم و بویژه به تصویر کشیدن زندگی شخصیت شناختهشدهای چون ادگار هوور میگوید: “کارهای زندگینامهای یک سری از مشکلات را با خودشان دارند، بستگی دارد که چقدر بخواهید از شخصیت واقعی تقلید یا کپی کنید. هوور شخصیت مهم و بحثبرانگیزی بود، پس مهم بود که تا آنجایی که میشود دقیق و درست باشد. با بازیگران تا آنجایی که میشد تحقیق کردیم، هر کتاب و یا نوشتهای که پیدا میشد میخواندیم و فکر میکنم همه از این پروسه لذت بردند.”
نقش اصلی فیلم را لئوناردو دیکاپریو، ستاره شناختهشده سینما بازی کرده است. او در این فیلم نقش ادگار هوور را از جوانی تا سالهای پیری بازی میکند. او برای آماده شدن و بازی در قسمتهای مربوط به دوران پیری هوور، مجبور بود تا روزی پنج ساعت روی صندلی گریم بنشیند، برای همین گروه تصمیم گرفتند صحنههای فیلمنامه به ترتیب زمانی فیلمبرداری شوند.
ایستوود در ارتباط با چگونگی انتخاب دیکاپریو برای این نقش حساس و چالشبرانگیز میگوید: “من سیر کاریاش را از جوانی تا امروز زیر نظر داشتم و دیده بودم که نقشهای متفاوتی بازی کرده است. خود دیکاپریو هم خیلی علاقه داشت این نقش را بازی کند. با خودم فکر کردم، وقتی بازیگری به خوبی او اینقدر مشتاق است که این نقش را بازی کند، احمقانه است اگر از او بهترین استفاده را نبرم.”
این نخستین همکاری لئوناردو دیکاپریو با کلینت ایستوود است. دیکاپریو در ارتباط با این همکاری و خود فیلم میگوید: “در این فیلم ما به یکی از شخصیتهای خیلی مهم آمریکایی میپرداختیم و نیاز داشتیم از قبل تحقیق کاملی دربارهاش بکنیم، که لنس بلک از قبل این کار را کرده بود. فکر میکنم فیلمنامه لنس بلک
حالا تنها نیاز داشت توسط من به عنوان بازیگر بر روی پرده جان بگیرد؛ و اینکه من چگونه این شخصیت را نشان بدهم، آن هم کسی که در دورههای مختلف تاریخ آمریکا و اتفاقهای خیلی مهم نقش داشته است. البته کلینت هم بسیار عالی با ما همکاری کرد. از ما میخواست تا خودمان را در کار درگیر کنیم و واقعاً بهدنبال یک همکاری مشترک بود. این اولین کار و تنها تجربه من با اوست. با همدلی به ما اعتماد میکرد و باور داشت همه ما تلاشمان را میکنیم تا فیلم را به بهترین شکل ممکن بسازیم. برای همین همه آنچه که من نیاز داشتم در اختیارم میگذاشت و یا حتی شاید بیشتر از آن.”
جودی دنچ، ناومی واتس، و آرمی همر از دیگر بازیگرانی هستند که در این فیلم در کنار لئوناردو دیکاپریو نقشهای اصلی فیلم را بازی میکنند.
منتقدان بازی دیکاپریو را در این فیلم ستودهاند و بسیاری از آنها اعتقاد دارند که این فیلم میتواند او را به یکی از نامزدهای اصلی دریافت اسکار بهترین بازیگری امسال تبدیل کند. اگر به دیدگاههای سینمایی راجر ایبرت، منتقد سرشناس آمریکایی اعتقاد دارید، او “جی. ادگار” را اثری استادانه توصیف کرده و بازی دیکاپریو را بسیار ستوده است. ایبرت به این فیلم سهونیم ستاره از چهارستاره همیشگی خود را داده است.
” جی. ادگار” با بودجه تقریبی ۳۵ میلیون دلار و با زمان ۱۳۷ دقیقه ساخته شده و محصول سال ۲۰۱۱ کمپانی برادران وارنر آمریکا است.
مشخصات فیلم:
جی. ادگار
J. Edgar
نویسنده: داستین لنس بلک
Dustin Lance Black
کارگردان: کلینت ایستوود
Clint Eastwood
بازیگران: لئوناردو دیکاپریو، ناومی واتس، آرمی همر، جودی دنچ
Leonardo DiCaprio, Armie Hammer, Naomi Watts, Judi Dench
تهیهکنندگان: کلینت ایستوود، ران هاوارد، برایان گریزر، رابرت لورنز
Clint Eastwood, Ron Howard, Brian Grazer, Robert Lorenz
در همین زمینه:
::وبسایت فیلم “جی ادگار” ساخته کلینت ایستوود::
منبع: رادیو زمانه

فیلم بر اساس کتابی به همین نام نوشته مایکل لوئیز ساخته شده است. “مانی بال” در اصل اصطلاحی است که برای تیمهایی که از این روش مدرن تجزیه و تحلیل دادهها و بازیکنان برای قوت بخشیدن به تیمشان بهره میبرند، استفاده میشود. لوئیز، داستانی واقعی را دستمایه کتاب خود قرار داد و در آن بر روی این روش تأکید کرده است. کتاب در سال ۲۰۰۳ به انتشار رسید و با استقبال مخاطبان مواجه شد. در سال ۲۰۰۴ کمپانی کلمبیا پیکچرز، حقوق اقتباس سینمایی کتاب را خریداری کرد و نوشتن نخستین نسخه از فیلمنامه به استن چروین سپرده شد. اما پروژه تا رسیدن به مرحله تولید دستخوش تغییرات بسیاری گردید.
“مانی بال” دومین فیلم سینمایی بنت میلر در مقام کارگردان است. او پیشتر در سال ۲۰۰۵ فیلم “کاپوته” را کارگردانی کرده و نامزد دریافت اسکار بهترین کارگردانی شده بود و حال با کارگردانی این فیلم توانسته است بار دیگر نگاهها را به خود جلب کرده و منتقدان را به تحسین وادارد. بنت در دنیای تلویزیون و کارهای تبلیغاتی نیز نامی شناخته شده است و به عنوان کارگردان، ساختن چندین موزیک ویدئو برای خوانندگان سرشناسی چون باب دیلن را در کارنامه خود دارد. حاصل کار او در “مانیبال” فیلمی است که با وجود بهره بردن از ستارههای نامدار، ساخته شدن در سیستم استودیویی هالیوود و استفاده از بودجه کلان ۵۰ میلیون دلاری، چندان شباهتی به کارهای تجاری مشابه ندارد.
نقش اصلی فیلم را براد پیت بازی کرده است. منتقدان بازی او را در این فیلم پسندیدهاند و امید دارند که او بتواند با این فیلم، نام خود را در فهرست نامزدهای اسکار بهترین بازیگری امسال وارد کند. پیت در ارتباط با دلایلش برای پیوستن به این پروژه میگوید: “دلایل زیادی داشت. مهمترینش خود کتاب بود که وقتی خواندنش را شروع کردم دیگر نتوانستم زمین بگذارمش. داستان پیچیدهای داشت، چیزی که همیشه دنبالش میگشتم. شخصیت اصلی از اول تا آخر پر انرژی ظاهر میشود و با دنیای متغیر پیرامونش میجنگد. ما با شخصیتهایی مواجه بودیم که در یک سیستم گیر کردهاند. در یک طرف یک تیم با بودجهای ۱۴۰ میلیون دلاری و پشتوانهای ۱۰۰ میلیونی قرار دارد که بهترین بازیکنان را میخرد و در اختیار میگیرد، و در اینسو تیمی داریم با ۳۸ میلیون دلار بودجه. این دو چگونه میتوانند با هم رقابت کنند؟ پس مجبور میشوند تا به شیوهای متفاوت عمل کنند. برای همین روش تازهای پیدا میکنند، چرا که این ورزش برای سالها به شکل سنتی انجام شده بود. آنها در مییابند که بازیکنانی که قبلا کنار گذاشته میشدند، الان میتوانند در کنار یکدیگر یک تیم خوب را بسازند. این تمام روش بازی را تغییر میدهد و باعث میشود تا آدمها با نگاهی متفاوت به همه چیز بنگرند.”
همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، “مانی بال” در برخورد با منتقدان موفق ظاهر شده است و توانسته است نظر مثبت بیشتر منتقدان را به خود جلب کند. راجر ایبرت، منتقد سرشناس “شیکاگو سان تایمز” از چهار ستاره همیشگی خود، چهار ستاره کامل به این فیلم داده است و آن را فیلمی عمیق و روشنفکرانه توصیف کرده است. از دیگر نکات فیلم که منتقدان آن را تحسین کردهاند، فیلمبرداری فیلم به مدیریت فیلمبرداری والی فیستر است. فیستر سال گذشته برای فیلمبرداری فیلم “سرآغاز” موفق به دریافت اسکار بهترین فیلمبرداری شد.
فيلمهاي جديد





